چگونه پروژه‌های زیرساختی را بانک‌پذیر کنیم

By امیرمهدی اصغری۲۳ شهریور ۱۴۰۴NaN دقیقه مطالعهتأمین مالی پروژه

پروژه زیرساختی بانک‌پذیر صرفاً یک پروژه جذاب از نظر فنی با نیاز سرمایه‌ای بزرگ نیست. پروژه‌ای است که تخصیص ریسک، مسیر تدارکات، مدل درآمدی، ظرفیت اجرا و اسناد قراردادی آن بتواند هم‌زمان در برابر موشکافی وام‌دهندگان، نهادهای تأمین مالی توسعه، سرمایه‌گذاران، پیمانکاران و ذی‌نفعان عمومی تاب بیاورد.

در بازارهای نوظهور، بانک‌پذیری اغلب پیش از آغاز گفت‌وگوی تأمین مالی از دست می‌رود. مطالعات امکان‌سنجی ممکن است از نظر فنی درست باشند، اما همیشه به ساختاری مالی تبدیل نمی‌شوند که به پرسش‌های موردنیاز وام‌دهندگان پاسخ دهد: ریسک تکمیل بر عهده کیست، تعرفه یا پرداخت‌های دسترس‌پذیری چگونه صیانت می‌شود، در صورت تأخیر مجوزها چه رخ می‌دهد، و آیا دستگاه عمومی می‌تواند در تمام عمر پروژه به تعهدات خود عمل کند.

نقطه شروع عملی آن است که بانک‌پذیری را یک انضباط طراحی بدانیم، نه برچسبی که در مراحل پایانی تأمین مالی زده می‌شود. از نخستین مرحله آماده‌سازی، تیم پروژه باید مفروضات تجاری‌ای را شناسایی کند که بیشترین احتمال به چالش کشیده‌شدن در بررسی‌های موشکافانه را دارند. پیش‌بینی تقاضا، برآورد هزینه ساخت، مواجهه ارزی، تملک زمین و حمایت در برابر تغییر قوانین باید در برابر سناریوهای واقع‌بینانه نامطلوب آزموده شوند، نه روایت‌های خوش‌بینانه پایه.

هم‌راستاسازی ریسک با کنترل

تخصیص ریسک پایدار، هر ریسک بااهمیت را به طرفی می‌سپارد که بهترین توان مدیریت یا قیمت‌گذاری آن را دارد. این اصل ساده به نظر می‌رسد، اما بسیاری از پروژه‌ها شکست می‌خورند چون ریسک‌ها به‌طور صوری منتقل می‌شوند بدون آنکه از نظر اقتصادی منتقل شده باشند. پیمانکار ممکن است تعهد گسترده‌ای در قبال تأخیر بپذیرد، اما اگر تحویل حریم پروژه در کنترل بخش عمومی بماند، این تخصیص از سوی مناقصه‌گران به چالش کشیده می‌شود، گران قیمت‌گذاری می‌گردد یا بعدها به ادعا تبدیل می‌شود.

بنابراین دستگاه‌های عمومی باید ریسک‌هایی را که بخش خصوصی می‌تواند کنترل کند از ریسک‌هایی که نیازمند اقدام دولتی، شهرداری یا کارفرماست تفکیک کنند. دسترسی به زمین، مجوزها، رابط‌های شبکه، فورس‌ماژور سیاسی، تضمین پرداخت و قابلیت تبدیل ارز اغلب نیازمند پشتیبانی روشن‌تر بخش عمومی هستند. روش اجرا، بهره‌وری، ایمنی، هماهنگی پیمانکاران فرعی و قصور متعارف در عملکرد معمولاً بر عهده پیمانکار یا امتیازگیرنده است.

همین انضباط درباره تدارکات با تأمین مالی بانک‌های توسعه چندجانبه نیز صدق می‌کند. از اسناد مناقصه نباید برای انتقال مسائل حل‌نشده مرحله آماده‌سازی به بازار استفاده کرد. وقتی مناقصه‌گران دامنه نامشخص، مفروضات ناپایدار تأمین مالی یا تعهدات مبهم کارفرما را تشخیص دهند، با استثناها، ضرایب احتیاط بالا یا قیمت‌گذاری محافظه‌کارانه پاسخ می‌دهند. نتیجه، تدارکاتی است که روی کاغذ رقابتی به نظر می‌رسد اما در اجرا شکننده است.

ایجاد مسیر تدارکاتی قابل تأمین مالی

راهبرد تدارکات خود یک ابزار بانک‌پذیری است. مسیر انتخابی باید با بلوغ پروژه، اشتهای بازار، منبع تأمین مالی و توان کارفرما در اداره قرارداد سازگار باشد. ساختار پیچیده طراحی–ساخت–تأمین مالی ممکن است جذاب باشد، اما اگر کارفرما پیش از دعوت مناقصه‌گران به تعهد، مسئله مجوزها، زمین، تضمین پرداخت یا ریسک رابط‌ها را حل نکرده باشد، می‌تواند شکست بخورد.

در پروژه‌های با تأمین مالی عمومی یا بانک‌های توسعه چندجانبه، بانک‌پذیری کمتر به بدهی تأمین مالی پروژه و بیشتر به این بستگی دارد که آیا قرارداد اجرای کار می‌تواند بدون اختلافات مکرر بر سر تغییرات، ریسک تعلیق یا اعتراض‌های تدارکاتی اجرا شود. در این حالت، بانک‌پذیری یعنی پروژه تحت قواعد تدارکاتی انتخاب‌شده قابل اجراست؛ با معیارهای ارزیابی روشن، تخصیص شفاف ریسک و شرایط قراردادی که مناقصه‌گران بتوانند بدون تحفظات پرشمار قیمت‌گذاری کنند.

در جایی که تأمین مالی خصوصی لازم است، اسناد تدارکات باید با وام‌دهندگان نیز سخن بگویند. حق ورود جایگزین، جبران خسارت فسخ، حل اختلاف، توافق‌نامه‌های مستقیم، محدودیت‌های واگذاری، الزامات بیمه‌ای و تضمین پرداخت جزئیات حقوقی حاشیه‌ای نیستند. این‌ها تعیین می‌کنند که آیا وام‌دهندگان می‌توانند در صورت بحرانی‌شدن پروژه از تسهیلات خود صیانت کنند یا نه.

تیم پروژه همچنین باید بیازماید که آیا قرارداد پیشنهادی، کنترل کافی به کارفرما می‌دهد بدون آنکه اعتماد وام‌دهنده را تضعیف کند. حق فسخ اختیاری بیش‌ازحد، نظام‌های عملکردی مبهم یا دستورهای بازِ کارفرما می‌تواند پروژه را از نظر سیاسی منعطف اما از نظر مالی نامطمئن جلوه دهد. رویکرد قوی‌تر آن است که حقوق، جبران‌ها و رویه‌ها چنان روشن تعریف شوند که همه طرف‌ها پیامد قصور در عملکرد را بدانند.

انضباط اسناد در مرحله آماده‌سازی

بانک‌پذیری زمانی تقویت می‌شود که گزارش امکان‌سنجی، اسناد زیست‌محیطی و اجتماعی، راهبرد تدارکات، پیش‌نویس قرارداد، مدل مالی و برنامه زمانی اجرا همگی یک روایت واحد را بازگو کنند. در بسیاری از پروژه‌های پرمسئله، این اسناد را تیم‌های جداگانه تهیه می‌کنند و تنها پس از آنکه ناسازگاری‌ها ریشه دوانده‌اند با هم تطبیق داده می‌شوند. وام‌دهنده این ناسازگاری‌ها را به‌سرعت تشخیص می‌دهد.

مدل مالی باید به قرارداد متصل باشد. اگر مدل، تعدیل به‌موقع تعرفه را فرض می‌گیرد، قرارداد امتیاز یا خدمات عمومی باید سازوکار تعدیل کارآمدی پیش‌بینی کند. اگر مدل، تأییدهای به‌هنگام کارفرما را فرض می‌گیرد، قرارداد باید دوره‌های بررسی و پیامدهای تأیید ضمنی را تعریف کند. اگر مدل، حفاظت ارزی را فرض می‌گیرد، سازوکار پرداخت باید نحوه محاسبه و تأمین این حفاظت را توضیح دهد.

برنامه زمانی باید با واقعیت تدارکات پیوند بخورد. تأییدها، دوره‌های ارزیابی، بازه‌های اعتراض، تصویب‌های هیئت‌مدیره، نافذشدن قرارداد وام، تحویل زمین و دوره‌های تجهیز کارگاه باید به‌عنوان محدودیت‌های واقعی پروژه بازتاب یابند. برنامه‌هایی که این مراحل را نادیده می‌گیرند آسودگی کاذب می‌آفرینند و بعدها مبنای اختلاف بر سر تمدید مدت می‌شوند.

حاکمیت داخلی کارفرما نیز باید بانک‌پذیر باشد. تفویض اختیار روشن، مهلت‌های تعریف‌شده تصمیم‌گیری، مجاری مکاتباتی مستند و نگه‌داری منظم سوابق، احتمال تبدیل تأخیر اداری قابل‌اجتناب به هزینه پروژه را کاهش می‌دهد. این ویژگی‌ها تشریفاتی نیستند و مستقیماً بر ریسک اجرا اثر می‌گذارند.

یک آزمون عملی بانک‌پذیری

پیش از آغاز، تیم پروژه باید بتواند به پنج پرسش بدون قید و شرط پاسخ دهد. نخست، آیا پروژه می‌تواند تحت قواعد حاکم و بدون ابهام بااهمیت تدارک شود؟ دوم، آیا مناقصه‌گران می‌توانند ریسک‌ها را بدون اتکا به استثناهای گسترده قیمت‌گذاری کنند؟ سوم، آیا وام‌دهندگان می‌توانند در صورت افت عملکرد پروژه، جبران‌های قابل پیش‌بینی را تشخیص دهند؟ چهارم، آیا کارفرما می‌تواند قرارداد را با ظرفیتی که واقعاً دارد اداره کند؟ پنجم، آیا مدل مالی بازتاب خود قرارداد است یا نسخه‌ای آرمانی از آن؟

اگر پاسخ به هر یک از این پرسش‌ها نامطمئن باشد، پروژه ممکن است همچنان قابل اجرا باشد، اما آماده ارائه به‌عنوان پروژه‌ای بانک‌پذیر نیست. اقدام اصلاحی می‌تواند قراردادی، مالی، نهادی یا رویه‌ای باشد. نکته کلیدی آن است که ضعف پیش از آنکه بازار از راه قیمت‌گذاری ریسک، رقابت محدود، شروط تأمین مالی یا ادعاهای حین اجرا آن را کشف کند، برطرف شود.

بانک‌پذیری در نهایت به اعتماد به ساختار پروژه بستگی دارد. سرمایه‌گذاران و وام‌دهندگان نبودِ ریسک را طلب نمی‌کنند؛ آنان توضیحی معتبر برای هر ریسک، تخصیصی شفاف، جبرانی قابل اجرا و تیم اجرایی توانمند در اداره توافق را می‌خواهند. پروژه‌هایی که این شفافیت را فراهم می‌کنند سریع‌تر پیش می‌روند، بهتر قیمت‌گذاری می‌شوند و با اختلافات کمتری از فشارها عبور می‌کنند.

آیا پروژه شما برای جذب تأمین مالی بین‌المللی و تاب‌آوری در برابر ریسک‌های قراردادی طراحی شده است؟

بیایید ساختار مالی، مسیر تدارکات یا هم‌راستایی قراردادی پروژه شما را با هم بررسی کنیم.